مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
نگـذار که در حـسرت بـسیار بمیرم در روضهٔ گـودال، تو بگـذار بمیرم جانی طلب توست، بگیرش نگرانم! تـرسم همه این است بـدهکـار بمیرم وقتی سخن از وصل و فراق حرم توست صد بار شوم زنـده و صد بار بمیرم خورشید چه آورده سرِ جسم شریفت!؟ سخت است که در سایهٔ دیوار بمیرم یک عمر شهادت طلـبیدم که نبـینی! در بستر بیـماری و تب، زار بمیرم آن موی پریشان سرِ نی، فلسفهای داشت باید که به عشـق تو گـرفـتار بمـیرم |